سازمانهای مدیر محور و سیستم محور از دیدگاه فناوری اطلاعات

در بسیاری موارد مشاهده میگردد که از نظامهای مدیریتی حاکم بر کشورهای عقب افتاده یا در حال توسعه به نظامهای مدیر محور یاد میگردد در حالی که از نام نظام مدیریتی سیستم محور در کشورهای پیشرفته صحبت میگردد.
همانطور که از این نام گذاری بر می آید، در یک سازمان مدیر محور در نهایت افرادی که در پست مدیریتی قرار میگیرند با نظرات شخصی اقدام به تصمیم گیری مینمایند و - هر چند که این تصمیم بر پایه یک نظر علمی باشد - از آنجایی که از نظام تصمیم گیری مشخصی (سیستم) تبعیت نمیکند قابل مقایسه و برآورد نیست.
و همانطور که همگان در نظر دارند، با تغییر مدیران همواره روالهای اداری نیز با آنها تغییر کرده و نتیجه آن عدم ثبات قانون و سر درگمی است. در این قبیل سیستمها عموما افراد پاسخگوی اعمال خود نیستند چرا که روالهای اجرایی از مرتبه مدیریتی بالاتری به ایشان ابلاغ نمیگردد.
در حالی که در سازمانهای سیستم محور، همه افراد نقش مجری سیستمهای تعریف شده را دارند و در صورت نیاز به تغییر این عمل در طی جلسات مشورتی انجام میپذیرد. بنابراین در صورت عدم کارآمدی یک روال اداری و تغییر آن ، بدلیل وجود سابقه عملکردی مشخص، به راحتی میتوان به مقایسه آنها پرداخت. افراد به صورت واضح به وظایف خود واقفند و در صورت تغییر پست اداری ایشان به راحتی کافیست به شرح وظایف محوله که در مرجع سیستم موجود است مراجعه نمایند. این نوع سازمانها از ثبات عملکردی برخوردارند.
با این مقدمه ، دقیقا نمود آنرا میتوان در سازمانهایی که در دنیای مدرن مبتنی بر فناوری اطلاعات شکل میگیرند مشاهده کرد. اجزای اصلی هر سیستم مبتنی بر فناوری اطلاعات از دو بخش سخت افزارها و نرم افزارها تشکیل میگردد که نمود دو سازمان مدیر محور و سیستم محور در آن رابطه مستقیم با درصد استفاده و اهمیت آن دارد.
به عبارت دیگر در سازمانهای مدیر محور ، انبوه سخت افزارها دیده میشوند و نرم افزارها معمولا در حد رفع نیازهای اداری و فردی در سیستم عاملهای آن وجود دارد.
در مقابل در سازمانهای سیستم محور، سخت افزارها و سیستمهای عامل معمولا قدیمی بوده و در مقابل نرم افزارهای آنها اختصاصی و همواره به روز هستند.
حال با تعریفهای فوق ، از طریق بررسی سریع میزان سخت افزارها و نرم افزارها ، به راحتی تعیین کنید که سازمان شما مدیر محور است یا سیستم محور!
نوشته : حمیدرضا نورصالحی